على ربانى گلپايگانى
166
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
از اينجا مىتوان به نادرستى عقيدهى وهّابيان كه توسل جستن به پيامبران و اولياء الهى ، و تبرك جستن به قبور و يا آثار برجاى مانده از آنان را شرك مىدانند ، پىبرد . زيرا مسلمانانى كه اين اعمال را انجام مىدهند ، هرگز قصد پرستش ندارند ، و براى پيامبران و اولياء الهى مقام الوهيت قايل نيستند . قصد آنان تكريم پيامبران و اولياء الهى و تقرب به خداوند از اين طريق است . وهّابيان مىگويند : مشركان عصر رسالت نيز بتها را به انگيزه تقرب به خداوند پرستش مىكردند : ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . « 1 » و نيز آنان را شفيعان درگاه الهى دانسته و از آنان طلب شفاعت مىكردند . وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ . « 2 » بنابراين ، عبادت غير خدا يا طلب شفاعت از غير خدا شرك است ، هرچند به انگيزهى تكريم يا تقرب به خداوند باشد . ولى اين استدلال نادرست است . زيرا مشركان عصر رسالت - همانگونه كه در آيه تصريح شده است - بتها را پرستش مىكردند ، و به ربوبيت آنها ، هرچند در پارهاى از امور ، قايل بودند ، چنانكه در قيامت به اين خطاى خود پىبرده
--> في غير مورده تعالى ، و ان لم يقصد به الا التحية و التكرمة فقط ، الميزان ، ج 1 ، ص 123 ؛ نيز ر . ك : محاضرات في الإلهيات ، ص 71 . ( 1 ) . زمر / 3 . ( 2 ) . يونس / 18 .